سخنرانی وزیر خارجه آمریکا در آتن: توجیه حمله‌ای تجاوزکارانه بر پایه ایدئولوژی باستان‌گرایی

سخنرانی وزیر امور خارجه آمریکا، مارکو روبیو به تاریخ 7 اکتبر 2026 بر روی تپه پنیکس (Pnyx) در شهر آتن یونان و در مقابل بنای مخروبه آکروپولیس (1)، تلاشی آشکار برای احیای دوقطبی‌های تمدنی کهن و بهره‌برداری از آن برای توجیه تجاوزات و دست‌اندازی‌های آمریکا به سمت شرق، و به‌ویژه توجیه‌تراشی برای حمله به ایران است.

روبیو تلاش می‌کند با ایجاد دوگانه‌هایی نظیر تجاوز ایرانی در برابر دلاوری یونانی، قهرمانی زندگی‌محور در اندیشه غرب در برابر کیش مرگ در اندیشه ایران، جهان‌گشایی و جسارت غربی (Thumos) در برابر سکون و بقای شرقی، نوعی تقابل و غیریت سازی حادّ میان غرب و شرق (و به ویژه با ایران) ایجاد نماید.

روبیو سخنرانی خود را از زاویه یک نقطه عطف تاریخی مشخص آغاز می‌کند: حمله خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد به آتن. او ایران عهد هخامنشی را به عنوان «بزرگ‌ترین امپراتوری آن عصر» معرفی کرد؛ اما نه در قامت یک نظم سیاسی یا تمدنی پیشرفته، بلکه در هیبت یک نیروی ویرانگر خارجی (Persian invaders) که معابد را به آتش کشید، آکروپولیس را با خاک یکسان کرد و نماد یورش، تباهی و قهر کور بود. در نقطه مقابل، او یونانیان مدافع آکروپولیس و ۳۰۰ رزمنده اسپارت در برابر سپاه عظیم پارس را نمادهای جاودان آزادی‌خواهی، پایداری در برابر غلبه امپراتوری‌های شرقی و فداکاری شرافتمندانه برای میهن تصویر می‌کند.

مورد دیگر از این تقابل‌سازی ساختگی مربوط به نقد مفهوم شهادت در اندیشه جمهوری اسلامی است. او در این بخش مرزبندی اخلاقی عمیقی میان دو تمدن ترسیم می‌کند. از دید او، اسطوره‌های غربی (سقراط، اسپارتی‌ها، آشیل، شهدای مسیحی، میهن‌پرست آمریکایی) حاضر به جان‌فشانی برای وظیفه، شرف و حقیقت هستند، اما «عاشق مرگ» نیستند؛ آن‌ها ارزش زندگی را می‌فهمند و دقیقاً به همین دلیل فداکاری‌شان ارزشمند و شریف است. در مقابل، او مستقیماً به «روحانیون حاکم بر ایران» (radical mullahs of Iran) حمله کرده و تفکر آن‌ها را به عنوان «کیش مرگ» (cult of death) معرفی می‌کند که شهادت‌طلبی را نه وسیله‌ای شرافتمندانه برای حفظ اصول، بلکه ارزشی بیمارگونه می‌داند که حاصل آن «کودکان انتحاری» هستند. امری که دروغ بودن آن کاملا آشکار و مغرضانه است. بر این اساس، او مدعی می‌شود که مفاهیمی چون «شرافت»، «وظیفه» و «قهرمانی» جهان‌شمول (universal) نیستند، بلکه زاییده اخلاق زیستی خاص یونان و غرب هستند؛ بدین ترتیب، او نظام ارزشی حاکم بر ایران را کاملاً بیگانه و در تضاد با ارزش‌های انسانی و اخلاقیِ مدل غربی جلوه می‌دهد.

همچنین او با طرح دوگانه کاذب نگاه به بیرون یونانی در مقابل نگاه به درون دیگران، ادعا می‌کند در بسیاری از فرهنگ‌ها و تمدن‌های دیگر در طول تاریخ، بالاترین هدف زندگی صرفاً «ثبات، آسایش و گذران معیشت» و «نگاه به درون» (inward-looking) بوده است. در عوض، روح غربی برگرفته از یونان را سرشار از Thumos (شهامت جاه‌طلبی)، «نگاه به بیرون» (outward-looking)، تسخیر ناشناخته‌ها و تلاش دائمی برای سرآمدی، رقابت و کشف می‌داند؛ روحیه‌ای که از مقدونیه اسکندر و روم سزار تا کاروان کریستف کلمب و آپولو ۱۱ کشیده شده است.

حقیقت آن است که دوگانه‌های ادعایی روبیو هیچ کدام ریشه‌ای در واقعیت ندارند.

در بحث تاریخی علت حمله خشایارشا به آتن باید گفت برخلاف روایت تقلیل‌گرایانه مارکو روبیو که آتش زدن آکروپولیس را یورشی بی‌دلیل و بربروار تصویر می‌کند، اسناد تاریخی به‌ویژه گزارش‌های هرودوت نشان می‌دهند که اقدام خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، واکنشی تلافی‌جویانه به آتش زدن شهر «سارد» (پایتخت ساتراپی ایران در لیدی) و نابودی معبد مقدس «سیبله» توسط نیروهای اعزامی آتن در جریان شورش ایونی در ۴۹۸ پ.م بوده است؛ رویدادی که خشم داریوش بزرگ را برانگیخت و لشکرکشی خشایارشا نیز اساساً با اعلام رسمی مجازات حقوقی و مذهبی آتن برای پاسخ به آن هتک حرمت پیشین آغاز شد. از این رو، حذف پیش‌زمینه آتش زدن سارد توسط آتنی‌ها در سخنرانی روبیو، تحریفی آشکار برای وارونه‌سازی واقعیت، مظلوم‌نمایی تمدنی و پنهان کردن نقش آغازگرانه آتن در گشودن چرخه خشونت است (2).

(نقشه برجسته سربازان هخامنشی، موزه برلین)

نگاهی به تاریخ ایران نشان می‌دهد ایرانیان همواره ملتی آزادمنش بوده‌اند. برای مثال سنت حکمرانی هخامنشیان بر پایه اصول همزیستی، احترام به تنوع فرهنگی و آزادی مناسک دینی ملل مختلف استوار بود؛ حقیقتی که تجلی تام و سند درخشان آن در «منشور کوروش کبیر» تبلور یافته است. کوروش بزرگ پس از فتح بابل، برخلاف رویه مرسوم فاتحان باستان در تخریب و به بردگی کشیدن جوامع، با اعلام آزادی عقیده، بازگرداندن خدایان و تندیس‌های ربوده‌شده به معابد، و رفع زنجیر از اسیران، الگویی پیشرو از «حکمرانی مبتنی بر تسامح، احترام به حقوق انسانی و آزادی اراده ملل» را بنا نهاد؛ الگویی سترگ که نشان می‌دهد دولت‌داری تاریخی ایران از دوران باستان، کرامت و آزادی انسان‌ها را نه در شعارهای تبلیغاتی، بلکه در ساختار سیاسی و اخلاقی اداره امپراتوری خود محترم می‌شمرده است (3).

(منشور کوروش کبیر، موزه بریتانیا)

علاوه بر این، ادعای مارکو روبیو مبنی بر انحصار مفاهیمی چون «شجاعت» و «شرافت» در تمدن یونانی-غربی، ناشی از ناآگاهی بنیادین یا تحریف آگاهانه سنت‌های دیرپای فکری و حماسی شرق، به‌ویژه ایران است؛ سرزمینی که قرن‌ها پیش از تدوین بسیاری از متون غربی، اخلاق پهلوانی و فداکاری در راه میهن را در والاترین تراز انسانی صورتبندی کرده بود. تجلی اعلای این فضایل در شاهنامه فردوسی نهفته است، جایی که «شرافت» به دادگری، پیمان‌داری و آزادگی گره می‌خورد و «شجاعت» نه در تجاوزگری کور، بلکه در ایستادگی تا پای جان برای پاسداری از کیان وطن و کرامت انسان معنا می‌یابد: «اگر سر به سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم». اساسا همین مفاهیم والای انسانی متجلی در شاهنامه بود که ایرانیان را در برابر جنگ نابرابر و ظالمانه آمریکا مقاوم و استوار نگه داشت و به آنان روحیه دلیری بخشید.

همچنین بر خلاف ادعاهای مغرضانه روبیو که مفهوم شهادت را به «کیش مرگ» (death cult) یا سودای ویرانگری تعبیر می‌کند، شهادت در منظومه فکری و فلسفه اسلامی نه ستایش مرگ و نفی حیات، بلکه اوج صیانت از شرافت و حقیقت زیست انسانی است. شهید هرگز شیفته نیستی، خودکشی یا خشونت کورکورانه—نظیر اقدامات تروریستی و انتحاری—نیست؛ بلکه فردی است که حیات، کرامت و آزادی جمعی را چنان مقدس می‌شمارد که در برابر تجاوز و استبداد، «انتخاب آگاهانه و شجاعانه مواجهه با مرگ در میدان دفاع» را بر زیستنِ در ذلت ترجیح می‌دهد. در این چارچوب فکری، مرگ هدفِ غایی نیست، بلکه بهایی است که یک انسان والا برای متوقف ساختن تباهی، دفاع از کیان جامعه و بقای ارزش‌های متعالیِ انسانی می‌پردازد؛ از این رو، شهادت تجلی «کیش زندگی، شرافت و مقاومت آگاهانه» است.

(پرتره‌ای از فردوسی، شاعر و حماسه سرای ایرانی)

به‌نظر می‌رسد روبیو با ارائه چنین سخنرانی قصد دارد جنگ غیرمنطقی، غیرقانونی و غیرمحبوب آمریکا علیه ایران را از ماهیت تجاوزکارانه و زیاده‌خواهانه خود خارج کرده و با تبدیل آن به یک «نبرد تمدنی»، برای توجیه آن محملی ایدئولوژیک بر بستر باستان‌گرایی بتراشد.

او با استفاده از تعبیر «ایرانیان متجاوز» (Persian invaders) تلاش می‌کند جایگاه متجاوز و تجاوز شده را جابه‌جا کرده و آمریکا را (به نیابت از غرب) مورد تهاجم ایران نشان دهد و بدین ترتیب، این پیام را برای اروپاییان ارسال نماید که بایستی در حمله به ایران در کنار آمریکا ایستاده و از این تجاوز حمایت نمایند. با این وصف به‌نظر می‌رسد همان‌طور که ولی نصر – مشاور سابق اوباما – گفته است : دوران “اسلام‌هراسی” در حال جایگزین شدن با “ایران‌هراسی” است (4).

 

  1. https://www.state.gov/releases/office-of-the-spokesman/2026/10/secretary-of-state-marco-rubio-remarks
  2. Herodotus, The Histories, with an English translation by A. D. Godley, Cambridge: Harvard University Press, 1920, Book VII, 8b; Accessible online at: Perseus Digital Library.
  3. The British Museum, The Cyrus Cylinder (Collection Online: Object W_1880-0617-1941), Translation by Irving Finkel, Curator of Cuneiform Collections. Accessible online at: org.
  4. https://x.com/vali_nasr/status/2108533166814450114
خروج از نسخه موبایل