سایه جنگ‌افروزی بر حق توسعه (1) : پیش‌درآمد

حق توسعه، صرفاً به رشد اقتصادی محدود نیست؛ براساس ماده اول اعلامیه حق بر توسعه (1986)، حق توسعه، یک حق بشری سلب‌ناپذیراست که به موجب آن همه انسان‌ها و ملل، حق مشارکت و بهره‌مندی از توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارند که در آن، همه حقوق و آزادی‌های اساسی انسانی به طور کامل محقق شود (1). دولت‌ها مسئولیت اصلی ایجاد شرایط مساعد ملی و بین‌المللی جهت تحقق حق توسعه با رعایت اصول روابط دوستانه و همکاری در حقوق بین‌الملل را برعهده دارند (2). در چارچوب این حق، دولت‌ها و گروه‌های انسانی نباید مانع‌تراشی کنند و بالعکس، می‌بایست در چارچوب موازین بین‌المللی، موانع موجود و بالقوه را از سر راه بردارند. مفاهیم حق بر توسعه و توسعه پایدار از دهه 70 میلادی وارد ادبیات حقوق بین‌الملل می‌شود؛ اما می‌توان ریشه‌های تاریخی آن را در اسنادی مانند میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جست‌وجو کرد و در ذیل آن حقوقی همچون حق بر سلامت، آموزش، غذا و کیفیت زندگی را بر‌شمرد که تحقق آنها از مؤلفه‌های اساسی توسعه انسانی به شمار می‌رود. همچنین حق تعیین سرنوشت به‌عنوان یکی از اصول مشترک میثاق مذکور با میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، با تأکید بر اختیار ملت‌ها در تعیین آزادانه وضعیت سیاسی و پیگیری توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود، بُعد جمعی حق بر توسعه را تقویت می‌کند.

توسعه تنها به مؤلفه‌هایی مانند منابع، جغرافیا، جمعیت، دانش و فناوری و نوع نظام سیاسی، وابسته نیست بلکه کیفیت روابط بین‌الملل، همکاری میان دولت‌ها و از همه مهم‌تر وضعیت صلح و امنیت داخلی و بین‌المللی نیز نقشی تعیین‌کننده در تحقق آن ایفا می‌کند. جنگ و تهدید به جنگ از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند مسیر توسعه کشورها را مختل کرده و دستاوردهای اقتصادی، اجتماعی و انسانی حاصل از دهه‌ها تلاش را در مدتی کوتاه به مخاطره اندازد. صلح و امنیت با توسعه رابطه‌ای متقابل دارند. عدم توسعه می‌تواند به بحران‌های انسانی و قومی و جنگ و خشونت داخلی بیانجامد (همانند جوامع کنگو و سودان) و صلح و امنیت را تهدید کند. در مقابل نیز، نبود صلح و امنیت، فرصت‌های توسعه یافتن را می‌گیرد. صلح صرفاً نبود جنگ نیست با این‌حال، یکی از مصادیق بارز نقض صلح و امنیت بین‌المللی، جنگ است؛ جنگ صرفاً در دوران برقراری، توسعه را تهدید نمی‌کند بلکه تبعات جنگ تا مدت‌ها توسعه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

وقتی از اثر جنگ بر منابع سخن می‌گوییم، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد، موضوع منابع طبیعی است. حق حاکمیت ملت‌ها بر منابع ثروت عمومی و منابع طبیعی خود، امری تثبیت شده در نظام بین‌الملل می‌باشد؛ در کشوی که دسترسی به منابع بسیار حیاتی است و اقتصاد به منابعی همچون نفت و گاز وابستگی دارد، جنگ می‌تواند از طریق اخلال در استخراج، پالایش، ذخیره‌سازی و انتقال این منابع، ظرفیت‌های اقتصادی و درآمدهای عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. بااین‌حال، پیامدهای جنگ به کاهش تولید یا از دست رفتن ارزش اقتصادی منابع محدود نمی‌شود؛ تخریب تأسیسات نفتی و گازی، آتش‌سوزی، نشت مواد نفتی و انتشار آلاینده‌ها می‌تواند به اتلاف منابع طبیعی، آلودگی آب، خاک و هوا و تخریب زیست‌بوم‌ها بینجامد. این آسیب‌ها، افزون بر خسارات اقتصادی، سلامت عمومی و معیشت جوامع محلی، از جمله صیادان و ساکنان مناطق ساحلی، را نیز در معرض تهدید قرار می‌دهد. در جریان جنگ خلیج فارس در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱، آتش‌سوزی صدها چاه نفت در کویت و انتشار گسترده آلاینده‌ها، در کنار نشت نفت به محیط‌های دریایی و خشکی، خسارات زیست‌محیطی قابل‌توجهی به بار آورد. در جریان جنگ سال 2026 آمریکا و اسرائیل علیه ایران، حمله به انبارهای نفت در تهران، به هدر رفت منابع و آلودگی گسترده هوا انجامید (3) و با این اقدام فوق‌العاده مخرب، حق سلامت شهروندان تهران مستقیماً نشانه گرفته شد. همچنین اتلاف منابع طبیعی و تخریب محیط زیست در مغایرت کامل با اصل توسعه پایدار است؛ اصلی که بر ایجاد تعادل میان تأمین نیازهای توسعه‌ای و زیست‌محیطی نسل امروز و نسل آینده تأکید دارد (4).

یکی از کلیدواژه‌های مهمی که با حق توسعه پیوند دارد، زیرساخت می‌باشد. زیرساخت‌های حیاتی به مجموعه‌ای از دارایی‌ها، تأسیسات، سامانه‌ها و شبکه‌های فیزیکی و مجازی اطلاق می‌شود که استمرار فعالیت آن‌ها برای حفظ امنیت ملی، ثبات اقتصادی، سلامت و ایمنی عمومی و تداوم ارائه خدمات اساسی و انجام کارکردهای ضروری دولت و جامعه اهمیت بنیادین دارد؛ به‌گونه‌ای که تخریب، ازکارافتادگی یا اختلال جدی در عملکرد آن‌ها می‌تواند پیامدهای گسترده و زنجیره‌ای در سطوح ملی و اجتماعی به دنبال داشته باشد. این تعریف با رویکرد «آژانس امنیت سایبری و امنیت زیرساخت ایالات متحده» نیز همخوانی دارد (5). حمله به زیرساخت‌های یک کشور، نه تنها نقض حقوق بین‌الملل بشردوستانه محسوب می‌شود (نقض اصل تفکیک)، بلکه به بهره‌مندی از حق توسعه نیز آسیب می‌زند. زیرساخت‌ها، نماد توسعه یک کشور به حساب می‌آیند و بدون زیرساخت، بهره‌مندی گروه‌های انسانی از حق توسعه و حتی سایر حقوق بنیادین همچون حقوق اقتصادی و اجتماعی، با مانع روبرو و چه بسا غیرممکن می‌شود.

در جریان جنگ 2026 علیه ایران، رئیس جمهور آمریکا و مقامات رژیم اسرائیل، بارها تهدید به حمله گسترده علیه زیرساخت‌های ایران کردند و مرتکب چنین اعمالی نیز شدند. پیش از این نیز سابقه چنین اعمالی ملاحظه می‌شود. در جریان جنگ کویت، حملات هوایی آمریکا و نیروهای ائتلاف، به نابودی گسترده نیروگاه‌های عراق انجامید و 75 درصد ظرفیت تولید برق این کشور از بین رفت. همچنین خطوط انتقال برق و پست‌های فشارقوی نیز آسیب دیدند و در نتیجه، حتی برق تولیدشده در برخی مناطق به‌راحتی قابل انتقال نبود. دامنه این موضوع به تأمین آب آشامیدنی و خدمات درمانی بیمارستان‌ها نیز سرایت کرد (6). در طول جنگ علیه ایران، زیرساخت‌های انرژی همچون نیروگاه‌ها، پست‌های برق پالایشگاه‌ها، صنایع پتروشیمی، تاسیسات گاز، زیرساخت‌های صنعتی همچون کارخانه‌ها و صنایع فولاد، زیرساخت‌های درمانی همچون بیمارستان‌ها و مراکز تولید دارو، زیرساخت‌های ارتباطی و حمل‌ونقل همچون فرودگاه‌ها، خطوط راه‌آهن، آزادراه‌ها و پل‌ها و همچنین زیرساخت‌های تأمین آب مورد حمله مستقیم قرار گرفت؛ حملاتی که پیامدهای جدی همچون قطعی برق، کمبود آب و سوخت و اختلال در تجارت به دنبال دارند و پرسش‌هایی حقوقی پیرامون هدف قرار گرفتن تأسیسات غیرنظامی می‌کنند. این پیامدها موضوع گزارش و تحلیل‌های واشنگتن پست و الجزیره نیز بوده است (7)(8).

تهران پس از حمله به انبار نفت، منبع عکس: الجزیره

تهران پس از حمله به انبار نفت، منبع عکس: الجزیره

حمله به پل‌های ایران، منبع عکس: آسوشیتدپرس

حمله به پل‌های ایران، منبع عکس: آسوشیتدپرس

 

تصویر ماهواره‌ای از حمله به صنایع فولاد خوزستان

 

پیامدهای تخریب زیرساخت‌های حیاتی، فراتر از خسارت مستقیم فیزیکی است. اختلال در تأمین انرژی، آب، حمل‌ونقل و ارتباطات می‌تواند فعالیت بنگاه‌های اقتصادی را کاهش دهد، زنجیره‌های تأمین را مختل کند، دسترسی مردم به خدمات عمومی را محدود سازد و استمرار فعالیت مراکز صنعتی، تولیدی و درمانی نیز را با مشکل مواجه کند. علاوه بر اخلال در زندگی مردم، منابع عمومی و مالی کشور به ناچار صرف بازسازی زیرساخت‌ها، جبران خسارات اقتصادی، احیای خدمات اساسی و ترمیم پیامدهای آن می‌شود؛ منابعی که می‌توانست صرف توسعه سایر بخش‌ها ازجمله آموزش، بهداشت، اشتغال، فناوری و سایر بخش‌های مولد شود. از سویی دیگر، نیروی انسانی اشتغال‌یافته در زیرساخت‌ها، با خطر بی‌کاری و از دست رفتن فرصت شغلی مواجه می‌شود. آثار جنگ 2026 در خصوص ایران، با توجه به هم‌زمانی آن با محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی، اهمیت مضاعفی می‌یابد؛ زیرا محدود شدن منابع و مجاری اقتصادی کشور می‌تواند تأمین هزینه‌های بازسازی، دسترسی به فناوری و تجهیزات مورد نیاز و احیای ظرفیت‌های تولیدی را دشوارتر سازد و در نتیجه، آثار منفی جنگ را از دوره مخاصمه به سال‌های پس از آن تسری دهد.

تصویری از حمله به انستیتو پاستور، منبع عکس: یورونیوز

تصویری از حمله به انستیتو پاستور، منبع عکس: یورونیوز

 

یکی دیگر از مسائل مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، منابع انسانی است. کاهش نیروی انسانی یا ناشی از تلفات مستقیم حملات دشمن است یا حاصل مهاجرت نخبگان از کشور. نخبگان یک جامعه، به‌منظور بهره‌برداری از توانمندی‌ها و شکوفا ساختن استعدادهای خود، ممکن است به‌دلیل ناامنی و بی‌ثباتی ناشی از جنگ یا ایجاد فضای بلاتکلیفی بر اثر تهدید جنگ، امیدی به آینده نداشته و کشور را ترک کنند؛ در نتیجه، امکان استفاده از ظرفیت‌های علمی و تخصصی آنان برای کشور از میان برود.

همچنین یکی از مسیرهای مهم توسعه، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و گسترش روابط با بازیگران بین‌المللی است. جنگ یا وضعیت تهدید به استفاده از زور علیه یک کشور، انگیزه سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصادی آن را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و فضای نامطمئنی ایجاد می‌کند.

احترام به قواعد حقوق بین‌الملل بشردوستانه، خودداری از هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی و زیرساخت‌های حیاتی و رعایت قاعده منع توسل به زور، از جمله الزامات حقوقی مرتبط با صیانت از ظرفیت‌های توسعه‌ای ملت‌ها به شمار می‌روند. در جریان جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران، نقض این قواعد و تعهدات، پیامدهای ناگواری برای جامعه ایران به دنبال داشت یا خطر تحقق چنین پیامدهایی را پدید آورد؛ پیامدهایی که با وجود ادعاهای طرف‌های متجاوز مبنی بر حمایت از مردم ایران و احترام به حقوق آنان، ابعاد گوناگونی از زندگی اقتصادی، اجتماعی و انسانی کشور را تحت تأثیر قرار داد. از این منظر، آثار جنگ بر حق توسعه را نمی‌توان صرفاً در خسارات اقتصادی یا تخریب فیزیکی دارایی‌ها خلاصه کرد؛ مسئله اساسی، تضعیف مستمر ظرفیت‌های مادی، انسانی و نهادی لازم برای برخورداری افراد و ملت‌ها از حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مشارکت مؤثر آنان در فرآیند توسعه است.

 

 

  1. Declaration on the Right to Development. (1986). GA 41/128. https://www.ohchr.org/en/instruments-mechanisms/instruments/declaration-right-development. Last Seen 11 October 2026.
  2. Ibid
  3. The Guardian. (2026). Tehran’s toxic cloud: satellite images show oily fires burned for days. https://www.theguardian.com/world/2026/mar/23/tehran-toxic-cloud-satellite-image-oil-fires. Last Seen 11 October 2026.
  4. Rio Declaration on Environment and Development. (1992). https://digitallibrary.un.org/record/141565?v=pdf. Last Seen 11 October 2026.
  5. Learn: What are dependencies and why should I care? https://www.cisa.gov/topics/critical-infrastructure-security-and-resilience/resilience-services/infrastructure-dependency-primer/learn. Last Seen 11 October 2026.
  6. World Bank. (2003). United Nations/World Bank Joint Iraq Needs Assessment: Electricity. https://documents1.worldbank.org/curated/en/175061468038657723/pdf/315370IQ0ELECTRICITY01public1.pdf. Last Seen 11 October 2026.
  7. (2026). What are ‘civilian’ sites in international law and where have US, Iran hit?. https://www.aljazeera.com/news/2026/7/20/what-are-civilian-sites-in-international-law-and-where-have-us-iran-hit. Last Seen 11 October 2026.
  8. Washington post. (2026). Trump’s Infrastructure Strikes Leave Iran’s Economy Battered. https://www.washingtonpost.com/world/2026/07/31/trumps-infrastructure-strikes-leave-irans-economy-battered/. Last Seen 11 October 2026.
خروج از نسخه موبایل